فارکس فارسی

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال

تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال چیست؟

برخی از سرمایه گذاران از تحلیل تکنیکال و برخی دیگر از تحلیل فاندامنتال به منظور تعیین استراتژی سرمایه‌گذاری خود استفاده می‌کنند اما تفاوت اصلی این دو تحلیل در چیست؟ در حقیقت تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال بر اساس معیارهای مختلف، قابل توضیح است. اغلب تازه‌کاران در حوزه بورس و سرمایه، در مورد انتخاب یکی از این تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال دو استراتژی، دچار سردرگمی می‌شوند. آگاهی از تفاوت‌های این نوع دو تحلیل موجب تسریع دستیابی به اهداف خواهد شد. بنابراین با ما همراه باشید تا به همراه یکدیگر تفاوت‌های بنیادی بین این دو نوع تحلیل در سرمایه‌گذاری را بررسی کنیم.

ارائه تعریفی از تحلیل فاندامنتال

هدف از به‌کارگیری تحلیل فاندامنتال ارزیابی برخی از ابزارهای معاملاتی همچون سهام، شاخص، ارز و محصولات است. برخی از سرمایه‌گذاران، پیش از تصمیم گیر‌ی در رابطه با خرید و فروش سهام، فاکتورهای زیر در رابطه با تجارت‌ها را در نظر می‌گیرند:

  • عوامل اقتصادی
  • تولید ناخالص یک کشور
  • نرخ بیکاری در کشور
  • نرخ سودآوری شرکت
  • سلامت مالی و مدیریتی شرکت

معاملات سهام، از تجزیه و تحلیل فاندامنتال برای ارزیابی معیارهایی همچون عملکرد شرکت، گزارش‌های خبری و شرایط حاکم بر بخش‌های تجارت استفاده می‌کند.

مثالی در رابطه با نحوه استفاده از تحلیل فاندامنتال

فرض کنید که سرمایه‌گذاری از تحلیل فاندامنتال به عنوان بخشی از استراتژی معاملاتی خود استفاده می‌کند. او قصد دارد که ارزش سهام یک شرکت هواپیمایی را برای بازه زمانی مشخص، تعیین کند. به منظور تعیین پیش‌بینی دقیق، سرمایه‌گذار باید فاکتورهای زیر را در نظر داشته باشد:

  • هزینه‌های مربوط به سوخت
  • تعداد گردشگران
  • ناآرامی‌های سیاسی

کلیه این فاکتورها در فعالیت این شرکت هواپیمایی تاثیر مستقیم دارند. افزایش هزینه‌های مربوط به سوخت، سبب افزایش هزینه‌های ایرلاین خواهد شد یا ناآرامی‌های سیاسی سبب کاهش گردشگری می‌شود. در نتیجه کلیه این عوامل بر سودآوری و ارزش سهام شرکت تاثیرگذار خواهند بود.

ارائه تعریفی از تحلیل تکنیکال

تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال

افرادی که تنها نمودارهای ارزش سهام را موردبررسی قرار می‌دهند، تحلیلگران تکنیکال هستند. این افراد معتقدند که هر آنچه که باید در مورد یک سهام یا دارایی ویژه‌ای بدانند، در ارزش آن سهام مشهود است. تحلیلگران تکنیکال، معاملات و سرمایه‌گذاری خود را بر اساس معیارهای زیر برنامه‌ریزی می‌کنند:

  • روند ارزش سهام
  • نمودارها و چارت‌های گوناگون
  • استفاده از داده‌های ریاضی؛ مانند میانگین متحرک قیمت‌ها

در نتیجه افرادی که قصد سرمایه‌گذاری به صورت کوتاه‌مدت را دارند، بیشتر به استفاده از نمودارها گرایش خواهند داشت. دلیل بارز استفاده از این نوع تحلیل توسط سرمایه‌گذاران، آگاهی از کوچک‌ترین نوسانات قیمت سهام در بازار بورس است. اگرچه امروزه دسترسی به اخبار جدید در مورد شرکت‌ها بسیار ساده‌تر از گذشته شده است اما باز هم خبرهایی که به طور مستقیم بر بازار بورس تاثیر می‌گذارند، دست و پا شکسته هستند.

تفاوت بین تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال

همانطور که در تعریف هر یک از این دو تحلیل مشخص شد، تفاوت‌های اساسی بین آنها وجود دارد که در ادامه به بررسی برخی از آنها خواهیم پرداخت.

تفاوت در اصل تعریف تحلیل‌ها

تحلیل فاندامنتال با هدف تجزیه و تحلیل ارزش اوراق بهادار و تعیین ارزش ذاتی سهام مورداستفاده قرار می‌گیرد، در حالی که تحلیل تکنیکال از نمودارها، الگوها و روندها به منظور تعیین ارزش سهام در آینده استفاده می‌کند.

هدف استفاده از تحلیل‌ها

هدف از استفاده از تحلیل بنیادی، تعیین ارزش سهام است در حالی که تحلیل فنی زمان مناسب برای خرید و فروش سهام در بازار را تعیین می‌کند. علاوه بر این تحلیل فاندامنتال برای سرمایه‌گذارانی که قصد سرمایه‌گذاری طولانی‌مدت را دارند، مورداستفاده قرار می‌گیرد در حالی که از تحلیل فنی برای سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت استفاده می‌شود.

نحوه استخراج اطلاعات

در تحلیل فاندامنتال از گزارش‌های اقتصادی، رویدادهای خبری، تجزیه و تحلیل عملکرد تجارت‌ها در گذشته استفاده می‌شود. این در حالی است که در تحلیل تکنیکال، اطلاعات لازم از نمودارها، چارت‌ها و نوسانات ارزش سهام‌ها استخراج می‌شود. این امر نشان‌دهنده تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال است.

کدام یک از تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال بهتر عمل می‌کند؟

تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال

ممکن است که به عنوان سرمایه‌گذار تازه وارد، بپرسید که کدام یک از این دو نوع تحلیل را باید انتخاب کنیم؟ پاسخ این است که این دو تحلیل در کنار هم مورد، مکمل یکدیگر خواهند بود. دستیابی به درآمد و بازده بالا از طریق هر دو استراتژی امکان‌پذیر خواهد بود اما انتخاب سبکی که به نوعی ترکیبی از این نوع دو نوع تحلیل باشد منجر به کسب نتیجه بهتر خواهد شد. در واقع استفاده از اطلاعات و داده‌های حاصل از تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال در کنار هم آگاهی از تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال منجر به اخذ تصمیمات آگاهانه و معقولانه‌تر خواهد شد. نمودارها و چارت‌ها روند ارزش سهام را در لحظه نشان می‌دهند و نرخ بهره، بیکاری در کشور یا حتی تحولات سیاسی را در نظر نمی‌گیرند. به همین جهت تصمیم گیر‌ی بر اساس داده‌های لحظه‌ای یک رویکرد خطرناک به حساب می‌آید.

مدیریت ریسک

مدیریت ریسک، از دیگر حوزه‌هایی است که استفاده از ترکیب تحلیل فنی و تحلیل بنیادی در آن، اثربخش است. اخبار اقتصادی اگرچه ممکن است که اطلاعاتی در مورد تغییر روند تقاضا در بازار در اختیار شما قرار دهد اما هرگز به شما نخواهد گفت که تصور اشتباه شما در مورد بازار چیست. به عنوان مثال، امکان تعیین ریسک در بازار به خصوص، از طریق نمودارها وجود دارد اما این داده‌ها هرگز دقیق نخواهند بود. به همین دلیل است که به‌کارگیری دو استراتژی تحلیل، در مدیریت ریسک بسیار کارآمد خواهد بود. در نهایت بر اساس آنچه بیان شد، تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال در نحوه اطلاع‌رسانی و عملکرد کلی آنها است. البته استفاده از این دو تحلیل در کنار هم، ایده‌ای فوق‌العاده خواهد بود؛ چراکه با استفاده از این دو تحلیل کلیه داده‌های مهم در کنار هم قرار خواهند گرفت و منجر به تصمیم گیر‌ی آگاهانه‌تر خواهد شد. برای کسب اطلاعات بیشتر از بسته‌های آموزش بورس آکادمی دکتر ژند استفاده کنید.

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال

مانند هر حرفه و شغلی که نیاز به آموزش و کسب مهارت دارد، حضور در بازارهای مالی (بورس ایران، فارکس، ارزهای دیجیتال) و کسب توانایی در جهت موفق عمل نمودن در این مارکت ها از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. چه تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال بسا افرادی که با سرمایه های کلان وارد این حوزه های معاملاتی شدند اما به علت نداشتن مهارت های کافی معامله گری، سرمایه های خود را از دست داده اند. بنابراین شما به عنوان یک تریدر (معامله گر) در مرحله ی اول باید بدانید چرا نیاز به تحلیل دارید؟ ما در یار سرمایه به شما می گوییم که اگر فردی راه بلد این راه پر پیچ و خم نباشد، هزینه های گزافی پرداخت خواهد نمود. هزینه های بسیار سنگینی که به قیمت از دست دادن سرمایه و برهم خوردن آرامش روحی و روانی در زندگی انسان می شود.

بنابراین هر فردی که مایل به انجام فعالیت در این بازارها باشد می تواند آهسته و پیوسته به آموزش در این زمینه بپردازد و سپس با کسب مهارت های کافی شروع به فعالیت نماید. توجه کنید که هیچ روش یا راهکار صد در صدی برای جلوگیری از متضرر شدن وجود ندارد، اما با استفاده از این دو روش می توان میزان ضرر معاملات را به حداقل رساند و مقدار سود را تا حد امکان بالا برد. برای شناسایی روند قیمت ها می توان از دو نوع تحلیل استفاده نمود، تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی. این دو تحلیل از این جهت به کمک تریدر می آیند که قدرت تصمیم گیری شفاف تری به تریدر می دهند، زیرا تریدر از روند انجام معاملات با خبر شده و فقط با کنترل هیجانات، می تواند معاملات صحیح تری داشته باشد. به مرور زمان تریدر طبق اصول خاص خود اقدام به ریسک و انجام معامله می کند و می آموزد که جهت هرگونه پیش آمدی آماده باشد ، زیرا تحلیل گر عواقب کار خود را با تصمیم های خود می پذیرد و به مرور زمان استراتژی های خاصی در نظر می گیرد که در مجموع به سود ده بودن معاملات می انجامد. برای آشنایی با این دو مفهوم اساسی همراه آموزش های سرمایه گذاری ما باشید.

تحلیل تکنیکال

در این نوع تحلیل، تحلیلگران به نکات زیر در معاملات خود تاکید دارند:

  • خواندن نمودار ها و مشاهده روند ها
  • در تحلیل تکنیکال این باور وجود دارد که نوسانات قیمت تصادفی نیست، بلکه از الگو و روند های مشخصی پیروی می کند که معمولاً تمایل به تکرار دارند.
  • تمرکز روی تحرکات قیمت، یعنی با بررسی تحرکات قیمت در گذشته به پیش بینی قیمت در آینده می پردازند.
  • در تحلیل تکنیکال قیمت، حرف اول و آخر را می زند.
  • در بلند مدت سهام، قیمت خود را اصلاح می کند.
  • هدف تحلیل تکنیکال این است که با توجه به روند قیمتی آن سهم طبق اصول، فاکتورها و روش تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال های مخصوص به خود، بتواند محدوده ی مناسب برای خرید و فروش را پیدا کند.

برای درک بیشتر به ذکر یک مثال ساده در زندگی روزمره خودمان می پردازیم:

فرض کنید شما در حال خرید یک خودرو هستید، فاکتورهای مهم انتخاب شما برای خرید، به این شکل خواهد بود که: قیمت خودرو مورد نظر چقدر است؟ تعداد خرید و فروش این خودرو چقدر است؟ روند قیمت این خودرو در روزهای گذشته به چه صورت بوده است؟ در نظر گرفتن این فاکتورها در تحلیل تکنیکال جهت تحلیل انواع بازارهای مالی بسیار مفید خواهد بود.

تحلیل بنیادی

در تحلیل بنیادی با تعیین ارزش ذاتی سهم، شخص سرمایه گذار از تحلیلش مطمئن می شود، لازم به ذکر است که این تحلیل نیز بر فرضیاتی استوار است که وقتی یک تحلیلگر بنیادی، ارزش ذاتی سهم را تعیین می کند، باید گفت همه آنها را در نظر گرفته است

در این نوع تحلیل، تحلیلگران بنیادی معمولا به نکات زیر توجه دارند:

  • تحلیلگران، رویدادها، اخبار اقتصادی، صنایع و صورت های مالی را مطالعه می کنند.
  • به دست آوردن علت تحرکات قیمت از بین اخبار شرکت ها و داده ها مالی.
  • هدف این تحلیل برقرار کردن یک رابطه ی علت و معلولی بین تحرکات قیمت و اخبار اقتصادی است.

تحلیل بنیادی یا تحلیل تکنیکال

اصولاً افرادی که به تازگی وارد دنیای سرمایه گذاری در مارکت ها شده اند، تصور می کنند که الزاماً یکی از دو روش تحلیل، بهترین نتیجه و ثمره را خواهد داشت، در صورتیکه چنین تفکری کاملاً غلط است. به عبارت بهتر هرکدام از روش های تحلیل، ویژگی هایی دارند که در جای خود بسیار مفید و کاربردی می باشد. در ادامه ی این بخش به ذکر ویژگی های این دو روش می پردازیم.

مطلوب ترین تحلیل از دیدگاه تحلیل گران خبره، این است که در مرحله ی اول ارزش و بنیاد سهم را سنجیده و سپس به کمک تحلیل تکنیکال و ابزارهایش، تصمیم خود را مبنی بر ورود در آن سهم یا عدم ورود، اتخاذ می کنند. غالباً بسیاری از فعالین مارکت ها، از تخصص کمتری برخوردارند، بنابراین طبق شنیده ها، سراغ تحلیل تکنیکال می روند. تحلیل تکنیکال نیاز به تخصص چندان خاصی ندارد، و از همین جهت است که طرفداران بسیاری دارد. در این تحلیل، ابزار های ساده ای وجود دارد که کارآیی مناسب و سریعی دارد، و همین ابزارها این تحلیل را انعطاف پذیر کرده، به طوریکه در هر بازاری می توان از آن بهره مند شد. تحلیل گر تکنیکال با استفاده از دو پارامتر زمان و قیمت به پیش بینی آتی قیمت سهم و روند بازار می پردازد و بر این باور است که همه چیز در سابقه ی قیمت وجود دارد و با صرف وقت کمتر و استفاده از ابزارهای ساده به نتیجه می رسد، در آن سوی ماجرا، بسیاری از سهامدارن از تحلیل بنیادی به دلایلی مانند باب میل نبودن و وقت گیر بودن، دوری می کنند و به همین دلیل ممکن است سراغش نروند، تحلیل گر بنیادی به تعیین ارزش ذاتی سهم و مقایسه ی آن با قیمت اکنون سهام می پردازد که به صرف وقت بیشتری نیاز دارد. اما وارن بافت که یکی از پرچمداران تحلیل تکنیکال است، اعتقادی به انواع تحلیل نمودارهای زمان وقیمت ندارند و توصیه اشان پیوسته این است که سهام با ارزش را تعیین کنید و آن را بخرید و منتظر بمانید تا بازار به آن واکنش مثبت نشان دهد.

سخن آخر

این دو روش تحلیل در کنار هم چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت بسیار موثر تر عمل خواهند کرد. در حال حاظر اکثر سرمایه گذاران موفق از تلفیق این دو روش استفاده می کنند، توصیه ی ما به شما عزیزان این است که بدون تعصب و باصرف وقت، اقدام به یادگیری تحلیل بنیادی نمایید و سپس و با تعیین ارزش ذاتی سهم، برای یافتن نقطه ی ورود مناسب، از تحلیل تکنیکال استفاده نمایید. این را هم در نظر داشته باشید که همواره بازار، قابل پیش بینی نمی باشد، و چه بسا حتی در برهه هایی از زمان، بازار تحلیل نا پذیر باشد، در چنین مواقعی به بررسی روانشناسی بازار هدف پرداخته و با رعایت اصول مدیریت سرمایه با روش هایی مانند، خرید پله ای و تنوع بخشی به سبدهای سرمایه گذاری می توان موفق عمل نمود. یار سرمایه مثل همیشه رسالت خود را در این می بینید که شما را در کسب سود بیشتر در بازارهای سرمایه گذاری یاری کند.

تفاوت ها و شباهت های تحلیل تکنیکال و بنیادی؛ چگونه از تحلیل دوگانه استفاده کنیم؟

تفاوت ها و شباهت های تحلیل تکنیکال و بنیادی؛ چگونه از تحلیل دوگانه استفاده کنیم؟

اگر از دعوای بین تحلیگران بنیادی و تکنیکال گذر کنیم، تحلیل تکنیکال به ما زمان مناسب خرید و تحلیل بنیادی سهم مناسب را معرفی می کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رادار اقتصاد به نقل از تحلیل بازار؛ کدام یک بهتر است، تحلیل فنی یا بنیادی؟ این در واقع یک سوال تکراری و از مشهورترین بحث ها است. هر یک از آنها طرفداران و حامیان خود را دارند که سعی می کنند اثربخشی تحلیلی را که همیشه به آن اعتقاد دارند؛ نشان دهند.

اگرچه تجزیه و تحلیل فنی و بنیادی ادبیات مختلفی را بیان می کند اما آنها در یک هدف مشترک هستند، کمک به سرمایه گذاران برای تصمیم گیری آگاهانه در مورد سرمایه گذاری اما در عین حال از نظر رویکردها مفروضات و حتی روش های استفاده از یکدیگر متفاوت هستند.

آنچه در بازار سهام بسیار قابل توجه است این است که اکثریت سهامداران به دو گروه تعلق دارند.

یا تیمی که از تحلیل بنیادی به طور انحصاری به عنوان اندازه گیری واقعی کیفیت سهام حمایت می کند و یا تیم تحلیل تکنیکال که اطلاعات ارائه شده توسط تحلیل آماری تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال و تکنیکال را به عنوان عامل تعیین کننده در تصمیم گیری خود تلقی می کند زیرا معتقد هستند که: «تاریخ همیشه تکرار می شود».

تنها تعداد بسیار کمی از سرمایه گذاران سعی در ترکیب این دو تحلیل دارند. یعنی از اطلاعات ارائه شده توسط تجزیه و تحلیل بنیادی و فنی توامان استفاده می کنند در حالی که تلفیق این نوع تحلیل نتیجه دقیق تری برای سرمایه گذاری صحیح را نشان خواهد داد.

در ابتدا و برای کسانی که نمی دانند، تجزیه و تحلیل بنیادی مربوط به نگاه کردن به اطلاعات مهم و بنیادی شرکت است از قبیل قدرت مالی و عملکرد بازار به همراه وضعیت اقتصاد است.

هدف اصلی این تجزیه و تحلیل تعیین ارزش منصفانه سهام است تا ببیند آیا ارزش آن بیش از حد و یا کم ارزش گذاری شده است.

از طرف دیگر، در حالی که تحلیل بنیادی مربوط به آینده است، تحلیل تکنیکال با تلاش برای شناسایی الگوها و روندهای نشان داده شده توسط نوسانات قیمت سهام در گذشته به وضعیت شرکت در گذشته می پردازد.

نوسانات یکی از مولفه های اساسی تجزیه و تحلیل فنی ریسک بازار است و حتی طرفدار سرسخت تحلیل بنیادی نیز باید از نوسان سهام آگاه باشد، زیرا سطح نوسانات غالباً بازتاب وضعیت بنیاد شرکت بوده و بسیار حائز اهمیت است.

سهام بسیار ناپایدار به دلایل مختلفی رفتارهای تکراری دارند زیرا برخی از آنها دلیل بنیادی دارد.

همچنین سهام با نوسان بالا سهام پر خطر است و بالعکس، اما سرمایه گذار باید متوجه شود که افزایش یا سقوط قیمت ممکن است اشکال و جهات مختلفی داشته باشد و همیشه نتیجه یکسانی را نشان نمی دهد که بتوان با سناریوهای تکراری آن را نشان داد و ما در ادامه به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت.

نوسان قیمت چه چیزی را پنهان می کند؟

هنگامی که قیمت روند صعودی دارد، ممکن است نشان دهنده اشتیاق بازار برای سهام باشد که ممکن است ناشی از عوامل بنیادی مانند نتایج عملیاتی قوی، افزایش سرمایه در گردش علاوه بر رقابت زیاد، تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال رشد سهم بازار، مدیریت موثر و سایر موارد را منعکس و تأیید کند. (عناصری که تحت عنوان بنیادی شناخته می شوند)

همچنین یکی از متداول ترین روش ها برای ارزیابی احساسات بازار نسبت به سهام، بررسی حجم معاملات اخیر در این سهام است. البته این اطلاعات نباید صرفاً پایه تصمیمات شما باشد بلکه این اطلاعات می تواند در تائید و یا انکار یافته های تحلیل بنیادی مفید باشد.

در مورد زمانی که قیمت سهام روند صعودی را طی می کند، قبل از این که سرمایه گذار به نتیجه قطعی برسد، لازم است نگاهی به روند قیمت طی سال گذشته انداخته تا دریابد که آیا این کاهش یک چیز جدید است یا یک روندی بوده که برای مدتی در رابطه با وخامت شرایط اساسی ادامه داشته است و اگر این روند صعودی تازه ای باشد و اصول هنوز هم قوی باشند، ممکن است قیمت پایین تر به این معنی باشد که بازار انتظار دارد تغییرات بدی به وجود بیاید و حتی شرایط بنیادی را تحت تأثیر قرار می دهد.

یا برخی از سهام وجود دارند که حرکت جانبی دارند یعنی در عین حال که در معرض نوسانات زیاد قیمت قرار دارند، اما به زودی به همان محدوده قیمت برمی گردند و در واقع نگران کننده ترین نوسان شکلی است که در آن سطح قیمت ها در آغاز و پایان دوره با وجود نوسانات زیاد در قیمت بازار، مشابه است.

نوسانات زیاد قیمت که در نهایت منجر به تغییر قابل توجهی در قیمت نمی شود، ممکن است یک نشانه نگران کننده در مورد ریسک پذیری سهام باشد. به عنوان یک سرمایه گذار که به تحلیل بنیادی معتقد است، شما باید دلایل دور نشدن سهام از یک محدوده قیمت مشخص را بررسی کنید. اگر شاهد نوسان زیاد در هر از چند گاهی بودید، این موضوع نشان می دهد که عده ای قصد دارند، سهام را در محدوده مذکور تثبیت کنند.

تجزیه و تحلیل تکنیکال همچنین به سرمایه گذار این امکان را می دهد تا واکنش سرمایه گذاران نسبت به برخی از وقایع را کنترل کند. بسیاری از تحلیلگران مشتاقانه مطالعه می کنند که چگونه بازار به طور کلی به برخی اخبار و رویدادهای دوره ای اعم از مثبت یا منفی واکنش نشان می دهد، زیرا آنها معتقدند که مخاطبان سرمایه گذار تمایل دارند هر بار به همان روش عمل کنند.

تحلیل تکنیکال برای پیش بینی آینده

همانطور که تحلیل بنیادی انواع مختلفی دارد و برخی از تحلیل های بنیادی وضعیت گذشته سهم را بررسی کرده و برخی دیگر آینده سهم را بررسی می کنند، تحلیل تکنیکال نیز همین رویه را در پیش خواهد گرفت، به عنوان نمونه در تحلیل بنیادی زمانی صورتمالی و دارایی یک سهم را بررسی می کنیم وضعیت گذشته را مورد مطالعه قرار می دهیم و زمانی که eps را مورد بررسی قرار داده آینده آن را بررسی خواهیم کرد.

در تحلیل تکنیکال نیز همین واقعیت وجود دارد، بعضی از روش ها مانند الگوهای کلاسیک گذشته را بررسی می کند، الگوهایی مانند پرایس اکشن و کندل شناسی همان زمان لحظه ای را مورد مطالعه قرار داده و الگوهای هارمونیک و نئوویوها نیز از آینده خبر می دهند.

خبرنگار بازار در گفتگو با یکی از برجسته ترین تحلیلگران تکنیکال این واقعیت را جویا شد، مهرداد پایدار تحلیلگر بازارهای مالی معتقد است، تحلیل تکنیکال براساس تحلیل الیوت و نئوویوها برای پیش بینی آینده بوده و این تحلیل به علت پیچیدگی کار هر کسی نبوده و مطالعات دقیق و گسترده ای را می طلبد.

به طور خلاصه، با تجزیه و تحلیل روند قیمت های تاریخی، سرمایه گذاران می توانند در مورد واکنش های احتمالی (با کمی اغماض) فعالان بازار(اگر چه بازیگران در دوره های زمانی متفاوت هستند) نسبت به یک رویداد درآینده اطلاعات کسب کنند و از این اطلاعات در تعیین بهترین زمان ورود و خروج به بازار بهره ببرند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا