آموزش گام به گام فارکس

برای مدیران استراتژی

در نوشته «مدیریت استراتژیک منابع انسانی؛ ادعا یا واقعیت؟» گفتیم که بسیاری از اقداماتی که در سازمان‌ها و شرکت‌ها تحت عنوان مدیریت استراتژیک منابع انسانی انجام می‌شود، نه از روی فهمِ ماهیت و معنای واقعی این مفهوم، که بیشتر به دلیل آنچه که «مّدهای مدیریتی و سازمانی» نامیده می‌شود، است. سپس، هشت ویژگی برای مدیران استراتژی را معرفی کردیم و گفتیم که، اگر ویژگی‌های هشت‌گانه مذکور، در شرکت شما وجود داشته باشد، می‌توانید مدعی آن باشید که مدیریت استراتژیک منابع انسانی در شرکت محقق شده است. در این نوشته می‌خواهیم به چند پیش‌فرض کلیدی درباره استراتژی منابع انسانی اشاره کنیم.

سطوح مدیریت استراتژیک

سطوح مدیریت استراتژیک

در درس قبل اصطلاحات متداول را بررسی کردیم تا کم کم بتوانیم وارد مفاهیم اصلی تر دوره مدیریت استراتژیک شویم. فرآیند مدیریت استراتژیک دارای سه سطح می باشد.در هلدینگ ها یا سازمان های مادر تخصصی و یا شرکت هایی که دارای چند کسب و کار هستند، استراتژی ها در یه سطح از سازمان تعیین می شود و در سازمان هایی که کوچک بود و از ساختار تخت تری برخوردارند، ممکن است در دو سطح تعیین شوند و معمولا سطح کل سازمان و سطح واحد های کسب و کار یکسان می باشد.سطوح سه گانه مدیریت استراتژیک به شرح زیر می باشد:

سطح کل سازمان(corporate level)

کلان ترین سطح سازمان است و کلی ترین استراتژی ها مربوط به این سطح می باشد و هدف از تعیین استراتژی در این سطح، هدایت کل مجموعه و تخصیص بهینه منابع در آن است.در واقع جهت حرکت کل گروه سازمانی در این سطح مشخص می شود و اهداف و مقاصد عمومی به منظور دستیابی به آنها تعیین می شوند.استراتژی های این سطح را استراتژی های کل شرکت یا corporate strategies می نامند.به عنوان مثال هولدینگ سامسونگ شامل شرکت های بسیاری برای مدیران استراتژی است که درزمینه های های تجهیزات الکترونیکی، تجهیزات مخابراتی، پوشاک، ساخت‌وساز، فناوری اطلاعات، خرده‌فروشی، خدمات مالی، صنعت تبلیغات، کشتی سازیو صنایع سنگین، نیم رساناها، تجهیزات برای مدیران استراتژی پزشکی و چندین شاخه دیگر مشغول به فعالیت است و استراتژی های سطح کل سازمان را تعیین می کند.

سطح بخشی یا واحد تجاری استراتژیک یا سطح کسب و کار (strategic business unit level )

در سازمان های بزرگ که دارای واحد های مستقل مختلفی هستند، درراستای ماموریت و استراتژی های سطح کل سازمان، برای هر کدام ازکسب و کار ها و واحد های تجاری استراتژیک سازمان نیز ماموریت و استراتژی هایی تعیین می شود.این استراتژی ها در راستای استراتژی های سطح کلان سازمان نسبت به دیگر واحد های مستقل سازمان استقلال دارند.به استراتژی های این سطح استراتژی های کسب و کار یا business strategies اطلاق می شود.به عنوان مثال شرکت سامسونگ الکتریک یکی از شرکت های گروه سامسونگ در سطح کسب و کار قرار دارد و استراتژی های سطح کسب و کار را برای آن تعیین می کنیم.

نمودار سطوح مدیریت استراتژیک

سطوح مدیریت استراتژیک و سطح وظیفه ای (functional level)

در این سطح نیز بر اساس اهداف و استراتژی هی سطوح بالاتر برای هر کدام از وظایف واحد های تجاری استراتژیک، استراتژی وظیفه ای تعیین می شود.مسئولیت بزرگ تر و اصلی مدیران این سطح، اجرا یا پیاده کردن استراتژی ها و برنامه های استراتژیک سازمان است.

.مسئولیت اصلی و بزرگ مدیران این سطح، اجرا یا پیاده سازی استراتژی ها و برنامه های استراتژیک سازمان است.برای سطح وظیفه ای ممکن است مجموعه ای از استراتژی ها وجود داسته باشد که هر کدام جهت استفاده بهینه از منابع در دسترس به منظور کمک به استراتژی های واحد بازرگانی تدوین می شوند.استراتژی های این سطح را استراتژی های وظیفه ای یا functional برای مدیران استراتژی strategies می گویند.

بطور خلاصه در این مقاله به سطوح مدیریت استراتژیک اشاره شد و موارد مهمی در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته شد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا